|
انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران بررسی و تحلیل ادبیات و هنر دینی در قالب مقاله و یادداشت درباره وبلاگ ![]() در عصر کنونی که نقطه نقطه زمین پر از امواج تفرقه افکن و تجزیه گر شده است و استکبار جهانی با شعار – گلوبالیسم – «جهانی شدن» سعی در تخریب ادبیات دینی، بومی و محتوا محور دارد؛ وظیفه اهالی قلم فراتر از دغدغه های «فرضی و فصلی» است. وظیفه ای که در نهان دل هر کسی هویداست؛ اما فرصت بروز و ارائه آن توسط نویسندگان و پژوهشگران ادبیات دینی، به ظهور نرسیده است. پس بر آن شدم تا در ماه شعبان المعظم با استعانت ازدرگاه حضرت خداوند(جل جلاله)و پیشگاه رسول گرامی اسلام – حضرت محمد مصطفی(ص) – وامام حاضر غایب (روحی فداک) فرصت بروز هرگونه توانمندی را به خودوهمراهان این انجمن بدهم، تا انشا الله با به ثمر نشستن آن ؛ شاهد انجمنی دینی، دانش مداروعلمی باشم ؛ که سال ها آرزویش را داشته ام. مدیر وبلاگ : استاد سیدعلی اصغر موسوی مطالب اخیر نویسندگان آمار وبلاگ
استاد سیدعلی اصغرموسوی چند پرسش برای رسیدن به پاسخ های شگفت انگیز تر از پرسش : 1- مکتب ادبی "فارسی" چیست ؟! 2- تفاوت مکتب و سبک ادبی چیست ؟ 3- جان مایه و ریشه تفکر مکاتب ادبی ما از کجا منشا گرفته است ؟ 4 - تفاوت مکاتب ادبی فارسی ، با مکاتب غربی در چیست ؟ 5 - آیا ریشه تفکرات مکاتب ادبی ما - "ادب پارسی" - ارسطویی است ؟! 6- چرا بیگانگان برای ادبیات ما مبانی نظری نوشته اند ؟! 7- چرا صدها مقاله ، از صدها دکتر ، تنها به تشریح مبانی فکری غربی ها در ادبیات پرداخته است ؟! 8- چرا سعی شده و می شود ،حتی عرفان اسلامی در آثار منظوم ؛غیر دینی و انتزاعی جلوه داده شود؟! 9- وجه اشتراک عرفان اسلامی با "مکتب سورئال" در چیست ؟! 10 - خروجی این همه موسسه و دانشکده و انجمن و سایت ، پاسخ گوی کدامیک از پرسش ها ست! نوع مطلب : برچسب ها : ترجمان قرآن استاد سیدعلی اصغر موسوی ای بهار همیشگی، بازآ، در دل خسه نكهت جانی! نوع مطلب : برچسب ها : شعر دینی در آیینه نقد: استاد سید علی اصغر موسوی 1. نگاهی به بیرون (نعل وارونه): با توجه به انحطاط شعر آیینی در دهه هشتاد به خصوص در اواخر دهه، به قول خواجه «باید فلک سقف بشکافت و طرحی نو درانداخت»؛ تا شاید بتوان با تعاریفی دقیق و منطقی، به ادبیات دینی، شعر دینی و بالاتر از آن به مکتب شعر دینی قوت بخشید! ساحران فروخفته در غارهای خودباوری، که از خداباوری گریزان بودند؛ با ایجاد فضاهای جوان پسند و پرزرق و برق و کلمات زنانه گونه فریبنده، از فرصت به دست آمده در اوایل دهه هشتاد استفاده کرده ودر غیبت سخنوران و اندیشمندان ادبیات دینی، چنان دست به مشابهسازی (سیمولیزه کردن آثار اومانیستی و سکولار به ادبیات دینی) زدند؛ که حتی تصورش هم غیرقابل باور بود. یکی از گروههای شعری به نام « گ ی ه » که به صورت مجازی در فضای اینترنت فعالیت میکرد؛ به صورت کاملا مخفیانه و آرام و پیشرونده، ضمن ترکیب بندی و همگرایی اعضایش، در محافل ادبی و رسانهای کشور آشکار و پنهان رسوخ کرد و اغلب مطالب، مقالات وآثار چاپی توسط اعضایش به بازار سخن و سخنوری راه یافت.بازار مکاره ای که بسیاری از مفاهیم باارزش را یا آلوده کرد ، یا بلعید ! بارزترین شکل «استحاله» در آثار آنها، درهمریختن قواعد دینی در اشعار بود؛ تا جایی که دیگر تفاوتی میان مدح کننده و ممدوح وجود نداشت!همه ی صحنه هاپرازتفاهم از نوع نزدیک شده بود.کم کم نوعی «رومانتیسم قبیح» - در ادبیاتی که نه تنها «ممدوحین»اش مقدس، بلکه مخاطبانش نیز از معتقدین مقدس به شمار میآمدند- درحال رشد بود! به دلیل فقدان «منتقدین ادبیات دینی» و ناآگاهی قشر برگزار کننده جشنوارهها و همایشها و یا صفحات ادبی روزنامهها؛از محتوا وساختار تخصصی شعر؛ مرزهای موجود در بین «واجب و ممکن» در آثار به اصطلاح توحیدی ازبین رفته بود. (برای نمونه؛ به رباعی زیر از یک شاعر آیینی توجه کنید): چرخید خداوند به دورسرتو (چاپ شده در روزنامه ... ، دوم محرم - 1389) دقیقا جای "واجب و ممکن" باهم تغییر یافته است! ضمن این که مرتکب اعتقاد "تجسیم " نیز شده است. نه تنها موارد توحیدی ؛که در بخش شعرآیینی نیز،جای مادح و ممدوح در بین آثار ولایی مخدوش شده است (که در فرصتی دیگر مورد نقد و بررسی قرار خواهد گرفت) در کل ، به دنبال هنجارشکنی های ناشیانه، تشخیص اثر دینی و سکولار از بین رفت. آری ،«نعلهای وارونه» چنان در تحریف و تخریب شعر دینی، نقش خود را خوب بازی کردند، که کسی حتی به آن شک هم نکرد؛ چه بماند که نقد کند! استفاده از واژگانی همچون: «مرگ برایت آوار شد»، «تشنگی تو را به کام خویش کشید»، «آب هم برای تو دلش آتش گرفت».... و نمونه های دیگری، مثل" تعابیر انتزاعی و تثلیث گونه" «تو من شدی و من در مقابل تو زانو زدم» و نمونه های بسیاری که از نام کتاب ها و غزل ها و عنوان های سخیف که در هر دو شیوه سرایش سنتی و نوین دیده می شود.آثاری که در همه جا آشکار و مشهودند؛ اما عینکی که بتواند «سره» از «ناسره» را تشخیص بدهد یافت نمی شود!همواره به بهانه تعابیر شاعرانه، جریان فکری «پست مدرن» - که روزی روزگاری محدود به اشعار «دراماتیک» می شد - به اشعار «ولایی» راه پیدا کرد و انتزاعی سرودن چاشنی فکرمشتریان همیشگی همایش ها و جشنواره ها و سوگوارهها شد. دغدغه ی سخن در اینجا، تنها محتواست؛ محتوایی که به راحتی توسط عده ای شاعر نوپا- که سابقه آن ها به 5 سال هم نمی رسد - مورد تمسخر گرفته شده است. عده ای تمام اصول و قواعد شعری را - نه تنها در ادبیات معمول و غیر دینی - بلکه در آثار کاملا ولایی ( که دارای بایدها و نبایدها می باشد) به بازی گرفتند. تا جایی که آثار کاملا" تثلیثمحور و آکنده از تعابیر هلنیسمی" حتی در صفحات روزنامه های معروف کشور چاپ شد و "مافیای شعر" تحت عنوان «شعر جوان»، هر روز تحریف و بدعت تازه ای را به عنوان «نوگرایی» به جامعه شعر فاخر کشور تحمیل کرد! به گونه ای که یکی ازبرندگان" جایزه ادبی بادآورده" سر از" لندن" در آورد؟! نگاه از پایین پا به قامت خلقت و استفاده از واژگان کاملا روزمره و کوچهبازاری، غزل "دهه هفتاد" را که در "سبک هندی نوین" نمود پیدا کرده بود و احساس می شد که در "دهه هشتاد" به اوج برسد؛ نابود کرد! این روزها چنان آشوبی در محافل شعری دیده می شود، که گاه شخصی را با وجود سه ، چهار سال فعالیت ناقص شعری – آن هم با فقدان آگاهی از شناخت عروض و قافیه، شناخت سبک ها و مکاتب وحتی عدم شناخت مضامین و صنایع بدیع و توان قرائت صحیح یک غزل از شعر قدما –ناشیانه "استاد "خطاب می کنند و در جشنواره ها از او به عنوان "پدیده" نام می برند! و مفتضحانهتر از همه موارد؛ برخی از سایت های هنر دینی و مجلات با "آن ها" درباره شعر و ادب آیینی مصاحبه می کنند. باید خاطرنشان کنم این مباحث ،نه مصداق تشویش اذهان است، نه مصداق بزرگنمایی عیب ! و نه مصداق فرافکنی؛ بلکه تنها آگاهی بخشی و "نقد" جریانی ست که اگر امروز برای آن چاره ای اندیشیده نشود، فردا برای «بازیافت» آن دیر خواهد بود. 2. نگاهی به درون (شهودی دوباره): بنده بنا به ادعای خود درباره «مکتب شعر دینی» و نظریه احیای آن در ادبیات دینمحور انشاءالله سعی خواهم کرد، تا با اسلوبی کاملا علمی به واکاوی شعر دینی و قواعد اصولی آن بپردازم. قواعدی که در صورت اطلاع شاعران جوان از آن میتواند «نقشه راهی» برای بهتر شناختن مکاتب ادبی خودی و بازیابی آن در عرصه ادبیات جهان باشد. در طول دویست سال گذشته، ادبیات دینمحور ما چه شعر تسننی ، چه تشیعی ؛چه فارسی چه ترکی ، یا عربی و کردی : از ولایی گرفته تا عرفانی؛ از غنایی گرفته تا حکمی و اخلاقی – جز در فرهنگ عامه و برخی از فرهنگهای قومی – دستخوش اختلاط و تحریف فرهنگهای بیگانه بوده و اگر چارهای اندیشیده نشود ؛اوضاعش بدتر هم خواهد شد.چون تغییر عالمانه باز جایی برای نقد و بررسی دارد ،اما تغییر جاهلانه بدترین بلای ممکن در فرهنگ یک کشور است ؛که همچون ویروس طاعون پیآمدی جز نابودی ندارد. ***** ... اینک به مطالبی می پردازم که پیرو مقاله مکتب شعر دینی در ایران است - مکتب شعر دینی خاص عقیده شیعی ویا زبان فارسی نیست ، به تمام عقاید و مذاهب و فرق اسلامی و زبان تمام اقوام ایرانی باز می گردد؛چون محوریت اعتقادتوحیدی در ادیان الهی مشترک است و اسلام - بخصوص مکتب تشیع امامیه - کامترین نظرات را درباره فرهنگ و هنر دینی به مخاطبانش ارایه می دهد. که در آینده انشا الله به تکمیل مباحث آن خواهم پرداخت. گرچه در آن مقاله سعی شده بود تا نظرات مرحوم استاد شهریار درباره مکاتب و سبک های شعری ایران و موضوع مکتب شعر دینی مطرح شوداما انگیزه ای شد که این بحث جامع تر پیش برود؛درجمع بندی آثار از نظر محتوایی حتی آثار خود استاد هم جزو "مکتب شعر دینی" قرار می گیرند، چون چکیده و عصاره کلیات جناب شهریار دینمحور است و یکی از مصداق های ادبیات دینی معاصر به شمار می آید. آثار عرفانی مرحوم استاد شهریار و استاد جلال الدین همایی و آثار اخلاقی بزرگانی همچون: استاد مرحوم محمدتقی بهار و مرحومه خانم پروین اعتصامی نیز جزو مکتب شعر دینی است. چرا که بنمایه فکری این قبیل شاعران اشاعه فرهنگ اصیل اسلامی بوده؛ فرهنگی که با زبان فارسی به شکوفایی رسیده و مرزهای آسیا و اروپا را درهم نوردیده است. در ادامه مباحث مقاله قبلی، برای پرداختن به نظریه مکتب شعر دینی و چیستی آن، سوالات زیر ذهن هر سخنوری را به خویش فرامیخواند که: 1. مکتب شعر دینی چیست؟ (این اصلیترین سوال در نظریه مکتب شعر دینی و هنر و ادبیات دینی است! چرا که در بحث های آکادمیک ما تاکنون برای شعر فارسی هیچ مکتبی تعریف نشده است و آن چه ما به نام مکتب می شناسیم؛ مربوط به مکاتب ادبی غرب و اروپاست.)
2. اساس اعتقادی مکتب شعر دینی در چیست؟ 3. محوریت دین در چه بخشی از ادبیات دینی مهم است؟ 4. تفاوت ادبیات دینی و سکولار در چیست؟ 5. فرق ادبیات دینی با ادبیات «تخیل محور و اساطیری» در کدام نکته است؟ 6. بنمایههای ادبیات دینی کدامند؟ 7. آرمان، مصداق و منظور غایی ادبیات دینی – مکتب شعر دینی – چیست؟ 8. زیر مجموعههای مکتب شعر دینی کدامند؟!
ادامه دارد ....
برچسبها: نقد شعر آیینی, نقد شعر دینی, چیستی مکتب شعر دینی, مکتب شعر دینی نوع مطلب : برچسب ها : انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ، درگذشت نویسنده توانمند و ادیب گرانسنگ "خانم سیمین دانشور" را تسلیت می گوید، خانم دانشور همچون شوی سخنورش مرحوم شادروان جلال آل احمد (ره)؛ برای ادبیات فاخر و اصیل ایرانی چهره ای نامیرا و سترگ بودند. رحمت و آمرزش روح هردو بزرگوار ، در محضر حضرت پروردگار(جل جلاله) ، آرزوی ماست ؛ روانشان شاد و روحشان قرین رحمت باد ! آمین ! نوع مطلب : برچسب ها : |
||